تبلیغات
اداره كتابخانه های عمومی شهرستان بندرگز

اداره كتابخانه های عمومی شهرستان بندرگز
كتاب راز ماندگاری ؛ كتاب راز جاودانگی  
دیگر امکانات

سرکار خانم لیلا عسگری کتاب " سفر سرخ " نوشته نصرت اله  محمود زاده از انتشارات بسیج دانشجو را در نشست كتابخوان شهرستان بندرگز این گونه معرفی کردند : 

این کتاب خاطرات شهید سید حسین علم الهدی است . نویسنده کتاب نصرت اله محمودزاده در یكم شهریور 1335 در روستای کوهستان از شهرستان بهشهر به دنیا آمد . تحصیلات را در تکنولوژی بابل ادامه دادند و ارشد را در رشته جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی اخذ کردند . در اوایل حمله عراق به ایران در آزاد سازی سوسنگر در هویزه در محاصره دشمن قرار گرفت و این واقعه جرقه ای شد در ذهن نویسنده برای نوشتن کتاب " حماسه هویزه ". در محافل ادبی ایشان را داستان نویس ادابیات پایداری می شناسند . از جمله کتاب های ایشان می توان به کتاب های : رقص مرگ ، سنگر ساز بی سنگر ، حماسه هویزه ، تکه های آینه و ... اشاره کرد .

کتاب سفر سرخ یکی از بهترین تالیفات آقای محمودزاده است که در واقع زندگی یکی از فرماندهان غیور دفاع مقدس را به تصویر می کشد . ناشر ، نشر هویزه است . می توان گفت که این کتاب توصیف کوتاهی از زبان دوستان ، همرزمان و خانواده شهید علم الهدی است . قسمتی از کتاب که بسیار خواندنی است و می توان روی آن حساب کرد مقدمه این کتاب است . در این مقدمه نویسنده انگیزه خود را برای نگارش این کتاب بیان کرده است  و دید دیگری از کتاب را به ما هدیه می دهد . نویسنده در مقدمه ذکر می کند که نظر مقام معظم رهبری را در مورد چگونگی نگارش کتاب "سفرسرخ " جویا می شود و ایشان می فرمایند : " اگر این اثر به صورت خاطرات تدوین شود ایرادی ندارد اگر بخواهید وقایع آن مقطع از تاریخ را به صورتی دقیق بنویسید لازم است در وقتی مناسب حوادث مربوط به سال 56 و 57 مشهد را بیشتر برایتان توضیح بدهم ."

هر فصل این کتاب راه و اندیشه ای را به سوی ما می گشاید که اگر دنباله روی آن شویم شاید روزی خاطرات ما هم اینگونه خواندنی و نوشتنی شود . وقایعی که شاید بسیاری از جوامع دیگر آنرا افسانه بدانند و قهرمان های افسانه ای خود را اینگونه به تصویر بکشند در حالی که ما در واقعیت آن ها را داشتیم . نه تنها در طول 8 سال دفاع مقدس بلکه در طول تاریخ ایرانیان اسطوره های بودند که با غیرت از خاکشان دفاع كردند .

در فصل اول  و دوم کودکی علم الهدی به تصویر کشیده می شود . ابتدا با دسته عاشورایی که او و دوستانش به پا کردند آغاز و با دستگیری آنها در زندان ساواک پایان می یابد .

فصل سوم حکایت آغاز سیر مطالعاتی و مبارزاتی شهید و فعالیت وسیع و گسترده او با دوستان انقلابی اش بود .

فصل چهارو وپنج زندگی دانشجویی و جدی تر شدن مبارزات سیاسی با تشکیل گروه موحدین را به تصویر می کشد . قابل ذکر است که بیان کنم علم الهدی در دانشگاه فردوسی مشهد و در رشته تاریخ تحصیلات کرده است .

فصل ششم ادامه مبارزات در کرمان و انفجار شهرداری کرمان توسط گروه موحدین وهلاکت سرهنگ سیروس رئیس شهربانی  بود .

در فصل هفت علم الهدی گرفتار زندان می شود ، در این هگام دوستانش پل گرین یکی از اعضای شرکت نفت را اعدام می کنند اما علم الهدی با زیرکی تمام خود را از زندان آزاد می کند .

در فصل هشت او مجددا زندانی و این بار با شدت بیشتر شکنجه می شود . اما حتی شوک الکتریکی هم نتوانست او را وادار كند تا اطلاعاتی به ساواک بدهد .

در فصل نهم ، دهم و یازدهم انقلاب به پیروزی می رسد ودر حالی که همه در شادی پیروزی انقلاب غرغ بودند علم الهدی در فکر دیگری بود . او دوست داشت که ولایت فقیه در کشور به صورت یک اصل قطعی در بیاید . او روز ها خود را در منزل حبس و مطالعه کرد تا سرانجام با کسب اجازه از امام خمینی و از طریق دوستانی که در مجلس داشت  موضوع را در مجلس مطرح کرد . در حالی که مخالفانی نیز حضور داشتند اما با توجه به اکثریت موافقان این مساله در کشور ایجاد شد . اما آشفتگی دیگر علم الهدی این بود که او به ارتش عراق در مرز های ایران مشکوک شده بود . البته این خواب ها نیز تعبیر شد و عراق رسما به ایران حمله كرد .

در فصل دوازدهم فرصتی ایجاد می شود که مردم عرب خوزستان با رهبرمحبوبشان دیدار کنند

فصل آخر نیز که به گونه ای تکرار تاریخ است  این جوان در 16 دی 1359 عاشورایی دیگر در کربلای هویزه به پا می کند و خودش و یارانش به شهادت می رسند .

از آن جانجاییکه تانک های عراقی از روی جنازه ایشان عبور کرده بودند و پس از 18 ماه جنازه قابل شناساییی نبود ایشان را از روی قرآن جیبی که امضای رهبر و چند تن از علمای بزرگ داشت شناسایی كردند .

این کتاب شاید بسیار ساده به نظر آید اما از نظر شخص خودم که سال بعد دانشگاه را در پیش روی خود دارم معتقدم که می تواند الگویی باشد برای دانشجویان .

قسمتی از کتاب که بسیار جالب است را قرائت می کنم : " سرمای اهواز بسیار سوز داشت . حسین یقه کتش را بالا برد تا کمی گرم شود دیوار سفید رنگ مسجد توجهش را جلب کرد . کسی در خیابان نبود . اسپری را درآورد کمی تکان داد و با خط قرمز که او را به وجد می آورد  نوشت درود بر خمینی . عقب عقب رفت و با چشمانی اشکبار به نام رهبرش خیره شد ."

در پایان نیز دو کتاب معرفی می کنم که شاید به نوعی مکمل این دو کتاب باشد : کتاب اول " فریاد سکوت " دستنوشته های شهید است که توسط برادر او به چاپ رسیده است و کتاب دیگر " سه روایت از یک مرد " است که با سه دید مختلف و به صورت مفصل ایشان را توصیف کرده است .

 









چهارشنبه 4 شهریور 1394 .::. 08:53 ق.ظ .::. كتابداران كتابخانه

.:.  Graphic By : SamenTheme  //  Code By : SibTheme  .:.

درباره وبلاگ

طراح قالب
ثامن تـــم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :